محمد مهدى ملايرى

31

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

شگفتى مردمان شد و وقتى خبر آن به مأمون رسيد و آن را بر او خواندند گفت : « ابو الطيّب يعنى طاهر در اين نامه چيزى را از امر دين و دنيا و راى و تدبير و سياست و صلاح كشور و رعيت و حفظ قدرت و طاعت خلفا و استقامت امر خلافت فروگذار نكرده و دستور داد كه از آن نسخه‌ها برداشتند و براى واليان و كارگزاران خلافت در اطراف و اكناف فرستادند تا همگى از روى آن عمل كنند « 1 » اين طاهر سر دودمان فرمانروايانى است كه در تاريخ ايران به نام او طاهريان خوانده شده‌اند و نخستين دسته از فرمانروايان ايرانى بودند كه حكومتى موروثى و تا حدى مستقل از دستگاه خلافت تأسيس كردند . « 2 » اين خاندان با اين‌كه افرادى از آنها در نوشتن عربى دستى بسيار توانا داشته‌اند ولى همه فارسى زبان بوده و در مجالس خود به فارسى سخن

--> ( 1 ) . مقدمه ، ص 303 - 311 . ابن خلدون كه همهء آن نامه را به سبب اهميتش نقل كرده دربارهء آن گفته « و هذا احسن ما وقفت عليه فى هذه السياسه » يعنى اين نامه بهترين چيزى است كه من دربارهء اين سياست ( كشوردارى ) بر آن دست يافتم . ( 2 ) . طاهر قريب پنجاه سال خود و فرزندانش در خراسان فرمان راندند . اين خاندان اصلا از مردم پوشنگ خراسان بودند و چون جد اعلاى طاهر به نام زريق بن ماهان دو ولاء طلحه الطلحات خزاعى بوده ازاين‌رو در نسب او گاهى خزاعى بالولاء هم ذكر مىكنند . مصعب پسر زريق و جد طاهر والى پوشنگ و هرات و مدتى هم كاتب سليمان بن كثير خزاعى صاحب دعوت بنى عباس بود . حسين پدر طاهر هم در پوشنگ مىزيست و از سوى مأمون به ولايت آنجا منصوب گرديد و خود طاهر هم در پوشنگ زاده شد و در آنجا هم نشو و نما يافت و در جوانى هم در همانجا مىبود تا وقتى كه به خدمت مأمون پيوست و از سرداران نامى او شد و به ذو اليمينين ملقب گرديد و پس از غلبه بر امين و كشتن او و مسلم ساختن خلافت مأمون از سوى او به فرمانروائى بسيارى از سرزمينهايى كه فتح كرده بود منصوب گرديد و پيش از آنكه به خراسان منتقل گردد او و فرزندانش در مركز خلافت به امور مهم خلافت مىپرداختند و مركز فرمانروائى آنها در غرب قلمرو خلافت در رقّه بود . طاهر مردى شاعر و مترسل و بليغ بود مجموعهء رسائلى هم در عربى داشته است و به جز اين نامهء او كه در آيين كشوردارى به پسرش نوشته و ابن خلدون از آن نام برده ابن نديم هم از نامهء ديگرى از او ياد كرده كه وى هنگام فتح بغداد به مأمون نوشته و آن را به بلاغت ستوده است ( الفهرست ، ص 117 ) . « كان عبد الله بن طاهر شاعرا مترسلا بليغا و كذلك ابوه طاهر و لكل واحد منهما مجموع رسائل و رساله طاهر بن الحسين الى المأمون عند فتح بغداد مهوره و هى حسنة » .